آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه سن داره

آبتین عزیز دل مامان

مسافرت دو نفره- 2

و آبتین و یلدا که تو این مدت کوتاه کلی با هم دوست شدند اینم قل کوچیک خرس خاله نسترن ، که یلدا جون داشت داشتن دوست خوب نعمت بزرگیه ، که خدا رو هزار مرتبه شکر من از این نعمت لبریزم نگار عزیز ، دوست و همخونه سالهای دانشجویی من . بر میگرده به دهه هفتاد   ...
29 تير 1395

مسافرت دو نفره- 1

اواسط خرداد تصمیم گرفتیم من و آبتین یه سفر دو نفره بریم شیراز خونه خاله نگار . مسافرت خیلی خوبی بود مخصوصا اینکه من تو این سفر ، بزرگ شدن آبتین رو حس می کردم . خیلی وقتها وسط بهونه گیریهای بچه گونه کمکهایی در حد مرد به من می کرد که اون لحظه ها فقط و فقط خدا رو شکر میکردم. خدا جونم به خاطر همه نعمتهای خوبی که به من دادی بخصوص خانواده خوبم (بابا و مامان مهربونم و خواهر و برادر عزیزم ) و مخصوصا عشقم ، نفسم ، امیدم به زنگی ، آبتین عزیزم ، ممنونم چون تو مسیر دو هواپیما عوض کردیم و یه کم معطلی داشتیم ( خرم آباد به تهران و تهران به شیراز ) آبتین دیگه حسابی خسته شده بود وقتی رسیدیم شیراز تقریبا نزدیکای یک نصفه شب...
15 تير 1395

سفر به اراک

یه سفر یه روزه به اراک داشتیم و مهمون خونه دایی من ،  به خاطر خرید خونه جدید و خیلی قشنگشون بود. خیلی عالی بود همه فامیل دو ر هم جمع شدیم و یه روز به یاد موندنی شد به آبتین هم که پیش هم بازیهاش بود خیلی خوش گذشت و کلی بازی کرد آبتین و روزبهان آبتین و نگین اینم دایی های مهربون و خواهر زاده های باحالشون     ...
13 تير 1395

دوست متشترک من و آبتین

طلا ، دوست خوبمون ای کاش آدمها هم از حیونها رسم وفاداری ، احترام و قدرشناسی می گرفتن. وقتی به یه پرنده کوچولو دونه می دی چطوری بهت وابسته میشه و دنبالت راه می افته ، سرشو بهت می چسبونه تا نوازشش کنی . گاهی هم که با سوت به تقلید از صدای آبتین جیغ میزنه مامان نسیم  یا خاله نسترن که دیگه ...   ...
13 تير 1395

مهمانی

اینم یه روز تعطیل که آبتین ، بابا جون و مادر جون رو به صرف صبحانه دعوت کرده خونمون. سفره رو با سلیقه تمام تو بالکن چیده . دست این پسر خوب درد نکنه ...
13 تير 1395

عکس یادگاری

چند وقت پیش که داشتم یه کیف قدیمی رو مرتب میکردم عکسهای پرسنلی ابتین رو پیدا کردم .اونم مربوط به زمانی که آبتین هنوز دوسالش نشده بود   ...
13 تير 1395